گویند، مردی دو دختر داشت؛
یکی را به یک کشاورز و دیگری را به یک کوزه گر شوهر داد.
چندی بعد همسرش به او گفت :
ای مرد ،سری به دخترانت بزن واحوال آن ها را جویا شو!
مرد نیز اول به خانه کشاوز رفت و جویای احوال شد. دخترک گفت :
زمین را شخم کرده و بذر پاشیده ایم. اگر باران ببارد، خیلی خوب است، اما اگر نبارد، بدبختیم!
مرد به خانه کوزه گر رفت، دخترک گفت:
کوزها را ساخته ایم و در آفتاب چیده ایم. اگر باران ببارد، بدبختیم و اگر نبارد ،خوب است!
مرد به خانه خود برگشت. همسرش از اوضاع پرسید. مرد گفت:
چه باران بیاید و چه باران نیاید ،ما بدبختیم!!!
حالا حکایت امروز ماست!
باران ببارد، خيلی ها بی خانمان می شوند و خواب ندارند؛
و اگر نبارد، خيلی ها آب و غذا ندارند .!
گویند، مردی دو دختر داشت؛
یکی را به یک کشاورز و دیگری را به یک کوزه گر شوهر داد.
چندی بعد همسرش به او گفت :
ای مرد ،سری به دخترانت بزن واحوال آن ها را جویا شو!
مرد نیز اول به خانه کشاوز رفت و جویای احوال شد. دخترک گفت :
زمین را شخم کرده و بذر پاشیده ایم. اگر باران ببارد، خیلی خوب است، اما اگر نبارد، بدبختیم!
مرد به خانه کوزه گر رفت، دخترک گفت:
کوزها را ساخته ایم و در آفتاب چیده ایم. اگر باران ببارد، بدبختیم و اگر نبارد ،خوب است!
مرد به خانه خود برگشت. همسرش از اوضاع پرسید. مرد گفت:
چه باران بیاید و چه باران نیاید ،ما بدبختیم!!!
حالا حکایت امروز ماست!
باران ببارد، خيلی ها بی خانمان می شوند و خواب ندارند؛
و اگر نبارد، خيلی ها آب و غذا ندارند .!
نوشیدنی کامبوجا / طرز تهیه و خواص آن
بازاریابی از طریق اینترنت چه فوایدی دارد؟ اگر شما عاشق کارتان هستید مطمئناً میل دارید تا حد ممکن آ
مرد ,باران ,بدبختیم , ,خانه ,ایم ,باران ببارد، ,به خانه ,گفت ,به یک ,خيلی ها ,ماست باران ببارد، ,حالا حکایت امروز ,باران ببارد، بدبختیم

درباره این سایت